بررسی دانش حاکم بر هنرهای جدید در سطح شهر یزد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیأت علمی گروه هنر اسلامی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

چکیده

خوانش عرصۀ هنر شهری نیازمند ادراک قوانین و شرایط حاکم بر آن یا به عبارتی دانش حاکم
بر زمانش است. این دانش که در پژوهش حاضر مورد بحث و بررسی قرار می گیرد چنین تعریف
شده: دانش در هر زمان مبتنی بر نوعی ژرف اندیشی، تبادل نظر و آموزش پدید می آید، نشانگر تلقی
و تفسیر آن دوره از مسائل، پدیده ها، ارزشها و بینشهای آینده نگر است که منجر به افزایش توان
بالقوه برای اقدامات و تصمیمات اثربخش از سوی دولت و هنرمند می شود و شهروندان آن زمان را
با پردازشی ذهنی تحت تأثیر قرار داده و به آنها پاسخ می دهند. بر این اساس، پژوهش حاضر
برآنست تا بدین سؤال پاسخ دهد که: مؤلّفه های دانش حاکم بر عرصه هنر شهری که سبب تعامل
میان دولت، هنرمند و شهروند می شوند؛ چیست؟
بر اساس مطالعات انجام گرفته بر روی برخی از آثار هنری نصب شده درسطح شهر یزد اینچنین
به نظر میرسد که نوعی دانش آگاهی خشی بر هنر شهری حاکم است که به واسطه مؤلّفه هایش
برگرفته از اوضاع و شرایط حال حاضر جوامع شهری مشارکت و تعامل دولت، هنرمند و شهروند
را ضرورت می بخشد. به نحوی که هنرمند با لحاظ کردن چنین مؤلّفه هایی در خلق آثارش از سویی
امکانی برایش میسر می گردد تا آنها را به مثابه هنرهای جدید ارائه نماید؛ از سوی دیگر می تواند
اهداف دولت را در توسعه خلاّقانه شهری تحقّق بخشد و آنها را به شیوه ای تمثیلی به دانایی
اثربخش و پذیرش اطّلاعات از سوی شهروندان تبدیل کند. مطالعه ای گذرا بر روی برخی آثار هنری
نصب شده درسطح شهر یزد حاکی از آن است که تاکنون هنرمند مؤلفه های دانش را ضعیف مورد
بهره برداری قرار داده یا از آنها آگاهی نداشته، نتوانسته ضامن تحقّق اهداف و رسالت های مدنظر
دولت برای شهروندان یزدی گردد و صرفاً اثرش را در پوسته ای نسبتاً تهی طرح نموده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Analysis of the Knowledge of New Arts in the City Context

نویسنده [English]

  • Fahimeh Zarezadeh
Assistant Professor of Islamic Art Department, Faculty of Art& Architecture, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
چکیده [English]

Reading the field of city art requires understanding the laws and
conditions that govern it, or the knowledge that governs its time. The
knowledge discussed in the present paper is defined as: the knowledge that
emerges from a deep reflection at any time, dialogue and education,
representing and interpreting that period of issues, phenomena, values and
insight, showing prospects that increase the potential for effective
government and artist action and decision-making, affecting and
responding to citizens' mental processing of the time. Accordingly, this
paper seeks to answer the following question: What are the components of
knowledge governing the field of city art that interact between the state,
the artist, and the citizen. Studies show that there is a kind of awareness of
city art that, through its components, derived from the current state of
urban societies, necessitates the participation and interaction of the state,
the artist, and the citizen. In such a way that the artist is given the
opportunity to present them as new art by considering such components in
the creation of his/her works. On the other hand, he/she can fulfill the
government's goals of creative urban development and transform them
into allegorical ways of effective knowledge and citizen acceptance. But a
recent paper of some of the artworks of Yazd indicates that because the
artist has poorly utilized or lacked knowledge of the components of
knowledge, he/she has not been able to guarantee the realization of the
government's intended goals and missions for citizens

کلیدواژه‌ها [English]

  • Knowledge
  • artwork
  • City
  • artist
  • State
  • citizen
  • · بقایی، آژنگ (1388)، نقش سازه در ساختار زیباشناسی معماری معاصر، فصلنامه هویّت شهر، 3 (4): 27-38.
  • · حیدرنیا، فاطمه (1396)، پروژه عکاسی از المان­های شهر یزد، [online], Available from: http//:www.anthropologyandculture.ir   01/04/2019  12:23
  • · خرازی، محمدوندی؛ آذر، زهرا (1388)، تأثیر دیپلماسی فرهنگی بر منافع ملّی کشورها، فصلنامه مدیریت فرهنگی. 3 (6): 107-122.
  • · زارع­رده، فهیمه (1393)، راهبردهای بیان هنری در مناسبات فرهنگی بین­الملل ایران (مطالعه موردی: نمایشگاه­های جهانی اکسپو)، پایان­نامه دکتری، تهران: دانشگاه تربیت مدرس.
  • · ساوجی، محمّد (1388)، مدرنیته و پسامدرنیسم، فصلنامهسیاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی، 39 (2): 171-192
  • سیف­اللّهی، ناصر؛ داوری، محمّدرضا (1387)، مدیریّت دانش در سازمان­ها، تهران: آراد.
  • · ضرغامی، سعید (1387)، ماهیت دانش و ضرورت مطالعات بین رشته­ای با تأکید بر اندیشه­های پست مدرن دریدا، فصلنامه مطالعات میان رشته­ای در علوم انسانی، 1 (1): 77-90.
  • گنجی­دوست، محمّد (1387)، تحوّلات دیپلماسی در عصر اطلاعات، فصلنامه سیاست، دوره 38 (شماره 1): 185-212.
  • · گیدیون، زیگفرید (1391)، فضا، زمان و معماری. ترجمه محمّدتقی فرامرزی، تهران: کاوش­پرداز
  • · مظفر، فرهنگ؛ حسینی، مهدی؛ خدادادی، رضا (1396)، نقش هنرهای شهری در بهبود کیفیت محیط­زیست شهری، فصلنامه پژوهش هنر، سال 7 (شماره 13): 73- 84.

 

منابع لاتین:

  • Kultermann, U (2007). Anticipation of the Future: Exit to tomorrow. New York: Universe Publishing
  • McDonough, W. et al (2013). The Hannover Principles Design for Sustainability [online], Available from: http//:www.mcdonough.com
  • Robert. B., Pipin (1991), Modernism as a philosophical problem. Oxford: Blackwell.
  • Unisphere. Available from: http://en.wikipedia.org/wiki/Unisphere. [Accessed 13 Sep 2019   20:41] 

{{{